10.07.2009

آقای استاد یک عدد دی وی دی داده است،‌ که ببین‌م و نواختن‌م بهتر شود. طرز ساز دست گرفتن و اینها. حالا که می‌بینم‌ش، آقای خوش اخلاق که ساز می‌زند و بعد شروع می‌کند به حرف زدن، به فرانسه حرف زدن،‌ دو تاش رو که می‌فهمم، هم، دردی که توی چهره‌ی نوازنده هست،‌ و هم، صحبت‌های بعد از نواختن‌ش رو، خوش‌حال می‌شم.
نه اینکه کلیشه‌یی بگم، همه‌ی خسته‌گی‌م در رفت. نه، هیچی جای اون ساعت‌های ترافیکِ بعد از کلاس‌ها و این‌ها رو نمی‌گیره، ولی چسبید و لبخندی زدم. که هی می‌فهمی‌ها!
پن: مرده شور دنیایی که ساختیم ببرن. آدم نمی‌توونه، رو در رو، چشم در چشم کسی،‌ بگه،‌ هی، ببین من چه خوش‌م که اینها رو می‌فهم‌م،‌ بس که حمل بر خودستایی و ای تی سی می‌شود.

No comments:

Post a Comment